اشک های پشیمانی قاتل خانم دندان پزشک

به گزارش مجله تصویر و سرگرمی، مرد عصبانی که خانم دندان پزشکی را کشته و جسد او را آتش زده بود، دیروز در دادگاه اشک پشیمانی ریخت.

اشک های پشیمانی قاتل خانم دندان پزشک

به گزارش، عصر نوزدهم آذر 97 مرد جوانی به پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد و از ناپدید شدن همسر 37 ساله اش به نام آزاده که دندان پزشک بود اطلاع داد. وی به ماموران گفت: همسرم دیروز مثل همواره با ترک خانه به مطبش رفت و دیگر بازنگشت همه جا را جست و جو کردم در مطبش نبود تلفن همراهش را جواب نمی دهد نزد هیچ یک از دوستان و بستگان نیست، تصادف ننموده است می ترسم بلایی سر او آمده باشد.

به دنبال اظهارات این مرد، کوشش برای پیدا کردن ردی از خانم دندان پزشک آغاز شد. پلیس در نخستین گام از تحقیقات به آنالیز تماس های تلفنی این زن پرداخت و دریافت وی صبح با آژانس اینترنتی به ایستگاه متروی جوانمرد قصاب رفته بود. به این ترتیب راننده آژانس اینترنتی ردیابی شد و برای رازگشایی از سرنوشت خانم دندان پزشک تحت بازپرسی نهاده شد. وی گفت:صبح زن جوان را از مقابل خانه اش سوار خودرو کردم. او در حوالی متروی جوانمرد قصاب پیاده شد. در بین راه با یک نفر تلفنی درباره سند زدن یک ملک صحبت می کرد و به نظر می رسید می خواست با او قرار دیدار بگذارد.

اظهارات راننده جوان سرنخ اصلی را به پلیس داد و روشن شد آزاده به تازگی ملکی را خریده است و با فروشنده اختلاف حساب داشت. خیلی زود مرد 45 ساله ای به نام محمود ردیابی و بازداشت شد. وی که سعی داشت خودش را بی اطلاع از مرگ آزاده نشان دهد در بازپرسی های بعدی لب به اعتراف گشود و به قتل زن جوان اعتراف کرد.

مرد میان سال گفت:مدتی پیش ملکی را به یک نفر فروخته بودم. او نیز خانه را با زن جوان معامله نموده و سفته های من را به او داده بود. به همین دلیل 300 میلیون تومان سفته دست زن جوان داشتم. من هرگز او را ندیده بودم. فقط چند بار تلفنی با او صحبت کردم تا مشکلمان را حل کنیم. وی ادامه داد: آخرین بار با خانم دندان پزشک صحبت کردم و از او خواستم تا مقابل محل کارم بیاید تا با هم دیدار کنیم. من به او گفته بودم بهتر است با شرایط مناسبی به آن جا بیاید، اما او با تیپی ناجور به محل کارم آمد و روی جایگاه جلوی پژو پرشیا کنار من نشست. من به او اعتراض کردم و از او خواستم تا به جایگاه عقب برود، اما عصبانی شد و آغاز به فحاشی کرد. او خیلی به من توهین کرد و من که عصبانی شده بودم دستم را روی گلویش گذاشتم و او را تهدید به مرگ کردم، اما ساکت نشد. فحاشی می کرد که با دو دستم گلویش را گرفتم تا این که بیهوش شد. وی گفت: من که ترسیده بودم خودرو را متوقف کردم و به او ماساژ قلبی دادم، اما زن جوان نفس نمی کشید. به همین دلیل به سمت اتوبان قم رفتم و، چون ترسیده بودم در میان راه برای پنهان کردن جسد به پمپ بنزین رفتم و بنزین خریدم. سپس در جاده قم جسد را آتش زدم تا راز قتل پنهان بماند. به دنبال اظهارات این مرد، پلیس بقایای جسد را کشف کرد و محمود به بازسازی صحنه جرم پرداخت.

این مرد خشمگین دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران در حالی پای میز محاکمه ایستاد که اولیای دم برای وی حکم قصاص خواستند. سپس قاتل به تشریح ماجرا پرداخت و گفت: من بیمار دیالیزی هستم. به همین دلیل خیلی زود عصبانی می شوم. وقتی به زن جوان تذکر دادم او آغاز به فحاشی کرد و آرام نمی شد من هم برای ساکت کردنش گلویش را گرفتم که خفه شد. وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود و اشک می ریخت ادامه داد: من به دلیل این که ترسیده بودم جسد را آتش زدم و برای این که ردی از خودم بر جای نگذارم کیف زن جوان را برداشتم. عاجزانه از اولیای دم طلب بخشش دارم. با خاتمه اظهارات این متهم، قضات وارد شور شدند تا رای صادر نمایند.

منبع: خراسان

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: 8 اسفند 1398 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: wallpaper7.ir شناسه مطلب: 1846

به "اشک های پشیمانی قاتل خانم دندان پزشک" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اشک های پشیمانی قاتل خانم دندان پزشک"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید