کتاب تعمیرکاران فکر Mind Fixers (2019)؛ جستجوی پرچالش روان پزشکی برای کشف زیست شناسی بیماری های روانی

به گزارش مجله تصویر و سرگرمی، کتاب تعمیرکاران فکر با عنوان انگلیسی Mind Fixers: Psychiatrys Troubled Search for the Biology of Mental Illness نوشته آن هرینگتون (Anne Harrington)، تاریخ نگار علم در دانشگاه هاروارد، روایتی موشکافانه از کوشش یک صدساله طب روانی برای اثبات پایه های زیست شناختی اختلالات اعصاب و روان به دست می دهد. این اثر مستند نشان می دهد که چگونه جریان غالب روان پزشکی در پی یافتن شواهد مادی و بیومارکرهای قاطع برای امراضی چون روان پریشی و افسردگی گام برداشت، اما در عمل با زنجیره ای از ادعاهای اغراق آمیز، ساده سازی های ژنتیکی و بن بست های بالینی روبرو شد. کتاب بدون افتادن در دام دیدگاه های ضد روان پزشکی، سرگذشت رشته ای را ترسیم می نماید که در سودای تبدیل شدن به شاخه ای از عصب شناسی دقیق، پیوند انسان با بسترهای رنج، تروماهای محیطی و واقعیت های اجتماعی را نادیده گرفت.

کتاب تعمیرکاران فکر Mind Fixers (2019)؛ جستجوی پرچالش روان پزشکی برای کشف زیست شناسی بیماری های روانی
ویژگیتعیینات کتاب
عنوان اصلیMind Fixers: Psychiatrys Troubled Search for the Biology of Mental Illness
نویسندهآن هرینگتون (Anne Harrington)
سال انتشار2019
ناشر اصلیW. W. Norton & Company
موضوع محوریتاریخ روان پزشکی بیولوژیک، اعتبار DSM و ارزیابی فرضیه عدم تعادل شیمیایی

خلاصه کتاب تعمیرکاران فکر (Mind Fixers - 2019)

تز بنیادین این پژوهش تاریخی نشان می دهد که روان پزشکی معاصر بیش از آنچه حقایق علمی پشتیبانی نمایند، به جامعه وعده درمان های دقیق مغزی داده است. روان پزشکان برای فرار از ابهامات روان کاوی و دستیابی به مشروعیت پزشکی در قرن بیستم، سرسختانه کوشیدند روان رنجور آدمی را به مدارهای نورونی و ناقل های شیمیایی تقلیل دهند. نویسنده آنالیز می نماید که چرا با وجود پیشرفت های خیره نماینده در ابزارهای تصویربرداری و نقشه برداری ژنتیکی، هنوز حتی یک آزمایش خون یا اسکن مغزی معتبر برای تشخیص عینی اسکیزوفرنی یا افسردگی بالینی وجود ندارد. این شکاف عمیق میان شعارهای رایج و نتایج آزمایشگاهی، مهم ترین تناقض طب روانی مدرن را شکل می دهد.

نویسنده مسیر تاریخی این تجسس علمی را از اوایل قرن بیستم و ظهور نظریات کالبدشناسان آلمانی پی می گیرد و تحولات دهه های پس از جنگ جهانی دوم را تحلیل می نماید. دورانی که در آن آسایشگاه های روانی سنتی به واسطه کشف تصادفی نخستین داروهای آرام بخش رو به زوال گذاشتند، امیدی بی سابقه پدید آورد که امراض روانی نیز مانند بیماری های عفونی درمان پذیر خواهند بود. با این حال، کتاب نشان می دهد که چگونه سرخوشی ناشی از آرام کردن نشانه ها، جایگزین درک ریشه های بنیادین بیماری شد.

پژوهشگران به جای بازنگری در فرضیه های خود، نام گذاری های بالینی را چندبرابر کردند تا باور عمومی به پیشرفت را زنده نگه دارند و شکاف های ادراکی را پنهان سازند. در دهه های میانی قرن بیستم، آسایشگاه های بزرگ با انباشت بیمارانی روبرو بودند که هیچ درمان قطعی برایشان وجود نداشت. ورود ناگهانی داروهای شیمیایی اگرچه درهای این مراکز را گشود، اما این توهم خطرناک را هم تثبیت کرد که خاموش کردن نشانه های رفتاری دقیقاً به معنای ریشه کن کردن بیماری است.

بخش مهمی از هسته مفهومی کتاب بر ظهور نظریه عدم تعادل شیمیایی (chemical imbalance) تمرکز دارد که در اواخر قرن بیستم بر فکر جامعه و پزشکان سایه انداخت. این فرضیه ساده انگارانه ادعا می کرد که کمبود سروتونین یا نوراپی نفرین عامل مستقیم افسردگی است، اما داده های آزمایشگاهی مکرراً نشان دادند که دستکاری این مواد شیمیایی لزوماً به بهبود قطعی منجر نمی شود. آن هرینگتون این پرسش را پیش می کشد که چگونه فرضیه ای بدون پشتوانه قطعی تجربی، به گفتمان عمومی غالب در مطب ها و رسانه ها تبدیل شد. کتاب فاش می نماید که این نظریه پیش از آنکه دستاورد آزمایشگاه باشد، پاسخی راهبردی برای بازاریابی تجاری و توجیه اعتبار حرفه ای بود.

پرسش های محوری کتاب با ژنتیک رفتاری و پروژه های بزرگ نقشه برداری دی ان ای ادامه می یابد که قرار بود معمای ژن های دیوانگی را آشکار نمایند. با وجود دهه ها صرف هزینه های کلان، پژوهش ها نشان دادند که هیچ جهش منفرد یا ترکیب ژنتیکی متمایزی نمی تواند بیماری های عمده را به شکلی پیش بینی پذیر توضیح دهد. در عوض، شواهد به شبکه ای بی نهایت مبهم از هزاران تغییر ژنتیکی بسیار کوچک با اثرات غیرقطعی اشاره داشتند که بر اثر محیط فعال می شدند. این پارادوکس بار دیگر روان پزشکی تقلیل گرا را در موقعیت انفعال قرار داد، زیرا تنوع بیولوژیکی پیچیده تر از الگوهای خطی بیماری های سنتی ظاهر شد.

نویسنده آسیب های فروکاستن بیماری به اختلالات زیستی محض را تشریح می نماید که پیامد مستقیم آن فراموشی ساختارهای زیست محیطی و عاطفی رنج بود. پرسش حیاتی اثر این است که وقتی جامعه فقر، خشونت، نابرابری و انزوای فردی را نادیده می گیرد و همه رنج ها را به گیرنده های عصبی معیوب نسبت می دهد، چه بلایی بر سر مسئولیت اخلاقی و درمان های انسانی می آید؟ هرینگتون خواننده را با این تناقض تکان دهنده روبرو می سازد که رشته ای با هدف التیام فکر، در تلاشی افراطی برای اثبات بیولوژی، عملاً فکر و زمینه اجتماعی آن را از معادلات درمانی خود کنار گذاشت.

بستر تاریخی و جایگاه علمی نویسنده

آن هرینگتون در مقام استاد تاریخ علم در دانشگاه هاروارد، بیش از سه دهه از زندگی آکادمیک خود را وقف آنالیز تقاطع میان فکر، مغز و رفتارهای بشری نموده است. او پیش از انتشار این اثر با کتاب های ارزشمندی پیرامون اثر دارونما (placebo effect) و تاریخ عصب شناسی قرن نوزدهم، جایگاهی تثبیت شده در تحلیل بی طرفانه تحولات پزشکی به دست آورده بود. رویکرد هرینگتون نه یک حمله ایدئولوژیک علیه طبابت است و نه دفاعی متعصبانه از نهادهای روان پزشکی، بلکه آنالیز موشکافانه آرشیوها، مقالات و مکاتبات علمی است. انگیزه او از نگارش این کتاب، بن بست عمیقی بود که در اوایل قرن بیست و یکم گریبانگیر شرکت های داروسازی و موسسات ملی سلامت روان شد.

پارادایم حاکم در زمان تالیف اثر، دوره ای بود که پس از دهه ها خوش بینی افراطی، غول های داروسازی تحقیقات روی داروهای روان پزشکی نو را به دلیل عدم کشف اهداف بیولوژیک تعیین متوقف می کردند. در دهه های پیش از او، روان پزشکی میان دو قطب روان تحلیلی فرویدی و بیولوژی سلولی در نوسان بود، اما چرخش ناگهانی به سمت مادی گرایی افراطی، پیامدهای ناخواسته ای به همراه آورد. هرینگتون در چنین فضای یأس آلودی قلم به دست گرفت تا نشان دهد چگونه جاه طلبی های حرفه ای، احتیاج به پذیرش در جامعه پزشکی و تبانی ناخودآگاه با منافع مالی، پارادایمی تقلیل گرایانه را مسلط کرد که اکنون بنیان های نظری اش دچار تزلزل شده است.

معماری نظری و سازوکار کلیدی کتاب

چارچوب تحلیلی هرینگتون بر مفهوم تقلیل گرایی زیستی (biological reductionism) راسخ است که پدیده های پیچیده روانی را به سطح تعاملات مولکولی فرومی کاهد. نویسنده در معماری نظری خود نشان می دهد که روان پزشکی برای همتراز شدن با رشته هایی چون تومورشناسی و بیماری های قلب، ناچار شد رنج فکری را به عنوان ضایعه بافتی تعریف کند. در این الگو، نشانه های رفتاری نه واکنش های منطقی فرد به تجارب ناگوار زیسته، بلکه پژواک اختلال عملکرد انتقال دهنده های عصبی قلمداد شدند. نویسنده این سازوکار را زنجیره ای از استدلال های معکوس توصیف می نماید که در آن، کارایی نسبی یک ماده شیمیایی به اشتباه به عنوان دلیل شناسی زیستی نقص اولیه فرض شد.

مفهوم کلیدی دیگر در کتاب، استانداردسازی تشخیصی به وسیله راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-III) است که در سال 1980 تدوین شد. هرینگتون استدلال می نماید که این سیستم، رویکرد تفسیری را کنار گذاشت و به جای آن، چک فهرست های مبتنی بر نشانه شناسی صوری را نشاند تا پایایی تشخیصی را بالا ببرد. این دسته بندی ها به اشتباه ماهیت های متمایز بیماری تلقی شدند، در حالی که فاقد هرگونه مبنای معتبر پاتولوژیک بودند. در نتیجه، این سازوکار به جای تعمیق بینش بالینی، دایره شمول اختلالات را بی رویه توسعه داد و با ایجاد مرزهای کاذب، پژوهش های ژنتیکی و عصبی را به بن بست کشاند.

شاخص مقایسهروان پزشکی بیولوژیک ارتدوکسدیدگاه انتقادی و چندبعدی هرینگتون
دلیل بیماری روانینقص بیوشیمیایی، ژنتیک معیوب و اختلال در سیناپس هابرهم کنش پیچیده تجارب زیسته، تروما، محیط و بیولوژی
معیار تشخیصچک فهرست های رفتاری DSM بدون احتیاج به فهم ریشه درونیروایت فردی بیمار، تاریخچه روانی و بستر اجتماعی رنج
رویکرد به دارواصلاح نماینده ریشه ای عدم تعادل مواد شیمیایی مغزتسکین دهنده علائم حاد بدون ترمیم دلیل اولیه آسیب

شواهد تاریخی، آزمایش ها و نمونه های موردی

هرینگتون کتاب خود را با روایت های مستند و تلخ از روش های درمانی تهاجمی دهه های 1930 و 1940 شروع می نماید تا اشتیاق شدید به بیولوژی را به تصویر بکشد. او شواهد مربوط به شوک درمانی با انسولین، تشنج درمانی با داروی مترازول و لوبوتومی مغزی (lobotomy) به دست آنتونیو مونیز را بازگو می نماید که چگونه به عنوان دستاوردهای دوران خود ستایش شدند. این روش های آسیب زا نشان دادند که جامعه پزشکی برای کنترل بیماران مزمن در آسایشگاه های شلوغ، حتی به تخریب بافت قشر پیش پیشانی دست می زد تا تصویری از درمانگری فعال را به نمایش بگذارد و جایزه نوبل را هم نصیب مجریانش کند.

در فصول بعدی، نویسنده با ذکر مستندات تاریخی، ماجرای تصادفی کشف داروی کلرپرومازین (chlorpromazine) را برای کنترل شیدایی و روان پریشی توضیح می دهد که داروسازان نظامی ابتدا آن را به عنوان یک آنتی هیستامین برای آرام بخشی قبل از جراحی سنتز نموده بودند. موفقیت این قرص ها در سرکوب نشانه های حاد، توهم دستیابی به درمان قطعی را قوت بخشید و موجی از بازدارنده ها و مهارنماینده های شیمیایی را پدید آورد.

هرینگتون بعلاوه به ماجرای ورود پروزاک (Prozac) در دهه 1980 می پردازد و اسناد کارآزمایی های بالینی را آنالیز می نماید که نشان می دادند تفاوت این داروها با دارونما در موارد خفیف تا میانه بسیار ناچیز بود، اما کارزارهای بازاریابی تصویری بی نقص از نجات روانی ترسیم کردند. نکته جالب اینجاست که حتی نام گذاری این داروها به عنوان مهارنماینده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) پیش از آنکه اثبات بالینی داشته باشد، یک شاهکار تبلیغاتی برای تداعی مفهوم یک گلوله جادویی و دقیق در فکر پزشکان و بیماران بود.

لایه های پنهان و دگرگونی باورهای سنتی

یکی از لایه های کمتر آشکار پژوهش هرینگتون، برملا کردن نقش پنهان شرکت های چندملیتی داروسازی در جهت دهی به پژوهش های آکادمیک و تغییر تعریف سلامت روان است. داروسازان با تامین مالی کارآزمایی ها و دانشگاه ها، به آرامی مرز میان غم طبیعی و افسردگی شدید را از میان بردند تا بازارهای تجاری پایداری خلق نمایند. لایه زیرین این رویکرد، تبدیل بحران های اگزیستانسیل و واکنش های تطبیقی انسان به بیماری های مزمن احتیاجمند نسخه مادام العمر بود. کتاب نشان می دهد که چگونه زبان عمومی جامعه تحت تاثیر این تبلیغات دگرگون شد و افراد هویت خود را بر پایه کمبودهای شیمیایی مفروض بازتعریف کردند.

پیامد نامتعارف این دیدگاه زیستی، تضعیف همبستگی اجتماعی و مقصرزدایی از ساختارهای ویرانگر بود که در نگاه اول کمتر به چشم می آید. وقتی اضطراب مزمن ناشی از بی ثباتی شغلی، خشونت خانگی یا فقر مفرط صرفاً به عنوان اختلال گیرنده های آمیگدال تلقی شود، احتیاج به اصلاحات اجتماعی و حمایت های جمعی رنگ می بازد. هرینگتون نشان می دهد که زیست شناسی سازی روان، بار رنج را تماماً بر دوش فرد تنها می گذارد و او را بیمار معیوب می نامد. این چرخش فکری نه تنها درماندگی آموخته شده را تقویت کرد، بلکه توانایی انسان را برای تغییر محیط پیرامون به حاشیه راند.

پاسخ به نقدها و بازخوانی سوءبرداشت ها

نویسنده در برابر این سوءبرداشت احتمالی که گویی کتاب در حال ترویج تفکرات ضدروان پزشکی یا رد کامل اثربخشی داروها است، موضعی بسیار سنجیده اتخاذ می نماید. هرینگتون صراحتاً تاکید دارد که داروهای روان گردان می توانند در بحران های حاد، جان بیماران را نجات دهند و بار علائم ناتوان نماینده را کم نمایند. او واقعیت رنج روانی را انکار نمی نماید، بلکه ادعای رشته در فهم کامل و مکانیکی این رنج ها را زیر سوال می برد. کتاب تفکیک روشنی میان تسکین موقت علائم و ادعای درمان قطعی بیماری قائل می شود و مرزهای علمی داروشناسی را به دور از هیاهو تعیین می سازد.

پاسخ کتاب به پژوهشگران سنتی که شکست های گذشته را صرفاً کمبود فناوری می دانند، متکی بر شواهد روش شناختی است. علم روان پزشکی با این ادعا که اسکن های پیشرفته تر در آینده همه گره ها را باز خواهند کرد، از بازنگری در پیش فرض های بنیادی طفره می رود. هرینگتون نشان می دهد که مشکل در کیفیت دستگاه های تصویربرداری نیست، بلکه در دسته بندی های دلبخواهی نهفته است که با واقعیت های سیال فکر سازگاری ندارند. او تبیین می نماید که مغز اندامی ایزوله نیست که بتوان بیماری های پیچیده فکری را بدون لحاظ کردن پویایی های بین فردی در بافت های نورونی آن ردیابی کرد.

سنتز نهایی و دستاورد فکری کتاب

تعمیرکاران فکر به مخاطب امروز عینکی انتقادی می بخشد تا ادعاهای پر زرق وبرق پیرامون جبرگرایی ژنتیکی و راهکار های سریع شیمیایی را با دیده تردید بنگرد. این اثر با شجاعت نشان می دهد که سلامت روانی موضوعی چندوجهی است که نمی توان آن را به یک کلید تک عاملی در سیناپس ها فروکاست. درک این مسئله به جامعه پزشکی و عموم مردم امکان می دهد تا فروتنی علمی را جایگزین جزم اندیشی نمایند. دستاورد پایدار کتاب، احیای جایگاه تجارب زیسته، تاریخچه شخصی و روابط بین فردی در کنار بیولوژی است تا رویکردی چندبعدی و انسانی تر در قبال رنج آدمی شکل گیرد.

بینشی که برای انسان معاصر باقی می ماند، رهایی از برچسب های تقلیل گرایانه ای است که احساس نقص مادی دائمی را به روان رنجور تزریق می نمایند. درک سیر پرفرازونشیب روان پزشکی به بیماران و درمانگران یادآوری می نماید که درد روانی اغلب پاسخی طبیعی به جهانی نامتعادل است، نه صرفاً خرابی مدار مغز. کتاب به جای ناامیدی، افقی نو می گشاید که در آن زیست شناسی به جای سلطه بر سایر ابعاد، در تعاملی پویا با محیط، معنا و ارتباطات عاطفی قرار می گیرد تا بستری واقعی و پایدار برای التیام رنج های بشری مهیا شود.

منبع: یک پزشک
انتشار: 22 مهر 1405 بروزرسانی: 22 مهر 1405 گردآورنده: wallpaper7.ir شناسه مطلب: 17608

به "کتاب تعمیرکاران فکر Mind Fixers (2019)؛ جستجوی پرچالش روان پزشکی برای کشف زیست شناسی بیماری های روانی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کتاب تعمیرکاران فکر Mind Fixers (2019)؛ جستجوی پرچالش روان پزشکی برای کشف زیست شناسی بیماری های روانی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید